سيلااااااااااممممم![]()
خوبيد جيگراااااااااا؟؟!!![]()
خوب چرا اوونجوري زل زديد به من ؟!!
هميشه به همه ي آدما حتي گناهكارترينشون هم فرصت دفاع بديد....
جوش نزنيد الان مي گم....![]()
راستش.....من كه زياد دير نكردممممم...![]()
اين هفته خواستم بيام كه هر چي ويروس بود هجوم آورد سمت من ...من چه گناهي دارم؟!!![]()
جاتون خالي روز دوشنبه زنگ آخر دين و زندگي داشتيم....اون روز 2 تا امتحان داشتيم...دين و زندگي هم همينطور...بعد از اينكه امتحان دادم حس كردم سرم داره گيج مي ره...من و دوستم سارا (وا هم اسمم هستيم هم حسم هستيم
)...
يه دفعه حس كرديم سرمون درد مي گيره..اون كه تمام تنش درد مي گرفت من بيشتر سرم...
امتحانم فشار آورده بود...آخه منم عادت دارم واسه امتحانات عمومي كل كتابو مي نويسم...![]()
اون روز رفتم خونه...حالم يه كمي بهتر شده بود...شبش رفتم زبانكده كه به خاطر هواي سرد سرم بيشتر درد گرفت... كار اشتباهي كردم فرداشم رفتم مدرسه...(واسه اينكه امتحان فيزيك داشتيم و من واسه بار دوم تو امتحان فيزيك بد شانسي آوردم
)....
فرداش نفهميدم چه جوري گذشت...1 ساعت سر صف واسه جشن نگهمون داشتن كه من فقط به دوستم تكيه داده بودم و نفهميدم جشن واسه چي بود..(بعد فهميدم چون ما 4 و 5 شنبه نيستيم واسه خاطر امام رضا بود...).همين جا تبريك بگم ولادت امام رضا(ع) رو....![]()
خلاصه...چشمتون روز بد نبينه...تمام بدنم ريز بود...با سر گيجه رفتم خونه....شانس اوردم اون وسط مسطا تو جوب نيفتادم....وگرنه سوژه خنده ميشد تا آخر سال تحصيلي...![]()
اومدم خونه تا ساعت 7 تخت خوابيدم...
(نه بابا فكر نكن اونقدرام راحت خوابيدم...انواع و اقسام جونوراي موزي تو خوابم بودن راحتم نذاشتن كه....
از مار و تمساح و انواع خزنده ها بگير تا سوسك و حشرات موزي ديگه....
)
انقدر درد سرم فجيع بود كه آهنگم نمي تونستم گوش كنم....صداي جسي كه زماني بهم آرامش ميداد حالا بلاي جونم شده بود..
صداش كه ميومد تو گوشم مي خواستم زمين و زمانو گاز بگيرم...![]()
![]()
گفتم اين هفته درس پيش ندارم بشينم براي كنكور بخونم اما اين سرما نذاشت....
خلاصه سرتونو درد نيارم....الانم كه ميبيني اينجام فكر نكن حالم خوبه ها...نه ![]()
داداشم داره باهام حرف ميزنه 360 درجه بايد بچرخم تا پيداش كنم اخه چشمم هم درد مي گيره ميزنه به سرم... (نمي دونم شايد سرم زده به چشمم...
)
گفتم شايد بتونم آپ كنم و از خجالت شما دوست جونام در بيام....عشق به شماست كه الان منو سر پا نگه داشته...![]()
ممنونم كه تو مدتي كه نبودم هم بهم سر زديد...![]()
راستي اگه احيانا كسي رو لينك نكردم بهم بگه چون من فراموش مي كنم....![]()
قربون شما....![]()
اينبار بيوي يه خواننده جذاب و دوست داشتني رو ميذارم كه بيشترتون مي شناسيدش...
اين بيو رو تقديم مي كنم به يكي از دوستاي گلم آقا مهرزاد....
البته چند وقتيه اصلا پيداش نيست اما اميدوارم يه روز بياد و لذت ببره آخه از جوجو خيلي خوشش مياد...
اميدوارم شماها هم لذت ببريد...نظر فراموش نشه...اگه دير كردم لطفا ناراحت نشيد...![]()
همتونو دوست دارممممم....
به توان تعداد شماها![]()

برو ادامه مطلب...![]()
این عکسا از ماریس کشتی کج کار هست که به درخواست دوست گلم ابولفضل گذاشتم
به اون وبلاگ هم سری بزنید آخه تولد آوریل بوووددد![]()
سلام دوست جونام....![]()
خوبيد؟؟!!!![]()
راستش اين روزا انقدر سرگرم جسي و اين جور بحثها و اون وبلاگ بودم كه احساس مي كنم اين وبلاگ محبوبم داره از رونق مي افته شماها اينطور فكر نمي كنيد؟!!!![]()
![]()
![]()
من تقريبا 1 سال و خورده اي هست كه وبلاگ نويسي مي كنم و از اين بابت خيلي خوشحالم...
حتي اگه واسه يه آپ خيلي مشكل بكشم...![]()
چي گفتي؟؟مدرسه؟! حال مي كنم؟؟!!
نه بابا دلت خوشه ها...
راستش از خدا كه پنهون نيست از شما چه پنهون...تا سال قبل موقع مدرسه كه مي شد بال بال مي زدم...
اما امسال ....نه....انگشتمم تكون ندادم چه برسه به بال بال زدن...![]()
پيش دانشگاهي رو كردن 4 روز در هفته ولي به جون جد بزرگوارم
از اون 6 روز هفته بيشتر ازمون كار مي كشن...
شايد بي حوصلگي من به اين خاطر باشه كه قصد دارم زبان انگليسي بخونم
و زياد درسهاي رياضي رو تحويل نمي گيرم...
آخه هيچ كي نيست به من بگه...!! مغز خر خورده بودي كامپيوتر به اين باحالي و پر رونقي رو وليدي اومدي رياضي مزخرف كه آدم هيچي نمي فهمه...![]()
نه اينكه من نفهمماااا مي فهمم ولي خيلي خشكه ...![]()
البته يكي از دوستام گفته بود چرا اونجا رو ول كردي اومدي رياضي..(بهزاد
)...راستم مي گفت....حالا كه گذشت..اما خوشحالم كه اومدم لااقل زبان مي تونم برم...
ولش آخرش كه هيچي نمي شيم چرا انقدر حرص بخوريم؟!!![]()
البته خواستم فيلسوف بشم كه گفتم بهتره اين سمت رو ول بدهم و آن را به عزيزاني ديگر ببخشم...![]()
![]()
از اين حرفا گذشته...بابا گفتم جسي رو دوست دارم ديگه نگفتم همه برين اون سمت و اين وبلاگو رها كنيد كه...![]()
مثل اينكه اين وبلاگ رو به زور از چنگال مزدوران خارج كردمااااا....![]()
امروز مي خوام چند نكته از زندگي خانم جوليا رابرتز بذارم كه اصلا فكر نكنم عنوان پستم به شخصيت خانم رابرتز بياد حالا بازم ولش....![]()
بخونيد ديگه....چرا به من زل زديد....
نظرم بديد....
آهان چیزی نیست هی به من نگاه می کنی نه؟؟!!
خوب نابغه اینجا نیست ادامه مطلبه دیگه...
برو بببينم چيكار مي كني.....
دمت گرم.....![]()

از اونجايي كه من عاشق چارليزم چند تا عكس خوشگلشو گلچين كردم براتون ميذارم...نمي دونم چرا انقدر عشق گلچين كردن دارم...![]()
تيپو بخورمممممممم..جیگرمه![]()

من عاشق حالت چشاش و تركيب صورتشممم![]()


وااا اينجا اصلا شكل خودش نيست...![]()






جيگري اينجا چه تپل شده...![]()

اميدوارم خوشتون اومده باشه....27 مورد ديگه هم هست كه گفتم چون زياد ميشه واسه دفعات بعد....![]()
قربون شمااااااااا...... ![]()


